تبليغاتX
دایره پینوکیو - سرگيجه

يونس لطفي:

 

در آغاز زمين گرد بود و گردي از زمين بود و هر گردي زمين نبود و زمين گردترين گردها بود و هست و خواهد بود. خداوند گاليله را فرستاد تا مردمان را از اين مهم خبر دهد اما مردمان كه به رسم پدرانشان بر صفحه تخت زمين ايستاده بودند، راه رفته بودند و خوابيده بودند ناگهان تعادل سنتي خود را در خطر ديده اجازه گردي به زمين ندادند. چرا كه اگر زمين گرد باشد به ناچار در يك مسير مستقيم، آدم به آدم مي‌رسد و چشم تو چشم مي‌افتد و اين بر مردمان عاقل، خلاف منطق و حياست. پس شرط عقل اين بود كه زمين سطحي صاف باشد زير پا و آسمان سقفي صاف بر سر. اما گاليله با آن كه خسته بود و در ميان قومش كسي او را نپذيرفته بود بيكار نماند و مخفيانه دست به كارِ گرد كردن زمين شد. او دوازده شاگرد داشت كه براي اثبات ادعايش، آن‌ها را به سفري هشتاد روزه به دور دنيا برد(به خرج خودش) تا كميت انحناي زمين و كيفيت نامرادي زمان را عملاً به آن‌ها نشان دهد. اين سفر هشتاد روزه كه به زعم شاگردها هم فال بوده و هم تماشا يك روز به رسم تمام سفرهاي ديگر به پايان رسيد و گروهِ محقق، نيمه‌هاي شب با كوله‌باري از تجربه‌هاي منحني به وطن بازگشت. اما هنوز صبح نشده بود كه يكي از شاگردان مسطح از خدا بي‌خبر استاد گاليله، او را با دولت وقت به چند سكه معامله كرد كه گاليله دستگير شد، بازداشت شد و بالا كشيده شده، مُرد. روحش شاد اما بگذريم. شاگرد خائن ديوانه شده و نَُه شاگرد ديگر دَم فرو بسته و باقي عمر را به تحصيل معاش و معاد مشغول شدند. اما دو شاگرد جسور و تيزهوش مكتب گاليله راه استاد را ادامه داده و با وجود خطر، لب به كلمه گشوده و دست به قلم شدند. از همت اين دو فرهيخته در باب گردي زمين دو سند مستند موجود است: اولي، نوشته ژول ورن به نام دور دنيا در هشتاد روز كه سفرنامه‌اي است متوجه حاشيه و سياحت كه به همين دليل، عامه‌ مي‌پسندش و مي‌خرندش و مي‌خوانندش كه صد البته نكاتي هر چند نيم دايره از متن كتاب برمي‌دارند و توشه راه مي‌كنند. اما سند دوم را كارلو كلودي نوشته به نام"پينوكيو" كه كتابي است رمزي، پر از استعاره و تلميح و مطالب مهم. كتاب پينوكيو در واقع سرشار از معاني و مفاهيم نغز است و گرچه با پوششي كودكانه در بزم مخاطب حاضر مي‌شود اما به تأويل مي‌توان دريافت كه چه رساله مفيد فايده‌اي است در معرفي استاد گاليله كه گفت: زمين گرد است و سَرِ سبز بر باد داد. كلودي كتاب را در خفقان قرن خود نوشت. در زماني كه حتي گردو هم از ترس حكومت گرد نبود و هر گردي محكوم به استتار در اشكال هندسي ديگر بود. پس مثل مربع چهار ضلع دارد كه او نمي‌توانست به وضوح بر اين نكته اشاره كند و به ناچار براي رد گم كني سخن در لفاف تمثيل پيچيد و تقديم علاقه‌مندان كرد. در مورد پينوكيو كلودي مي‌توان گفت، در دايره قسمت، او نقطه پرگار است. اما آن چه ما با ميكروسكوپ تمرين و ممارست دريافته‌ايم و آن را براي مخاطب در تلسكوپ اخلاص نهاده‌ايم: راز مگويِ هر چه در كتاب پينوكيو هست گردي مطلق زمين است. اين كه از هر نقطه آغاز كني و بروي، باز برمي‌گردي به نقطه آغاز. باور نمي‌كنيد؟ ما هم در ابتدا باور نمي‌كرديم اما روايت كلودي سرسخت‌تر از اين‌ها بود و اجازه انحراف نمي‌داد. در خوانش نخست، پينوكيو تكه چوبي است كه تجربه‌ها مي‌كند تا آدم شود. اما در خوانش‌هاي مجدد، معناي زير متن طلوع مي‌كند: پينوكيو سرگيجه دارد. لزوم خوانش ديگري ايجاب مي‌شود كه علت سرگيجه‌ها روشن شود: زمين گرد است چرا كه...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 23:1  توسط گروه تتاتر دن کیشوت  |